خـُدا الـتــمـآس مےکــنــَم...
تـو چــﮧ میفـَهمے
از روزگـــــــآرمـ..
از دلتـَنگے امـ ...
، گـآهے بـﮧ خـُدا الـتــمـآس مےکــنــَم
کـــﮧخوابــَت را ببینــَم، میفـَهمے
فقـط خوابـــَت را...

براتون پیش اومده پای تلفن باید خدا حافظی کنید
اما هنوز دلتون میخواد صداشو بشنوید
یهو میگید اخ راستی ؟
میگه جانم ؟
اروم میگی دوستت دارم
اخ که دلم چقدر این چند ثانیه اخر میچسبه
کاش میشد آدҐ گاهے به اندازه نیاز بمیرد !
بعد بلند شود
آهستـہ آهستـہ خاڪ هایش را بتڪانـב
...
اگر دلش خواست برگردد به زندگے ؛
اگر نـہ بخوابـב تا ابـــــــــد ...!
یعنـــے میشود روزی برسد
که بیایــے
مرا در آغوش بگیری
بخواهم گله کنم . . .
بگویے هیس
همه کابوس ها تمام شد ......
نظرات شما عزیزان: