درد مـــــن چشمـــــانـــی بــــو د
کــه بــه مــن اشکــ ! هدیـــه میــــداد و بــه دیگــــران چشمــــــــکــ ـ ـ ـــ !

يكي مي پرسد : اندوه تو از چيست ؟
سبب ساز سكوت مبهمت كيست ؟
برايش صادقانه مي نويسم :
براي آنكه بايد باشد و نيست
از شبنم عشق خاک آدم گِل شد
شوری برخاست و فتنه ای حاصل شد
سَر نِشَترِ عشق بر رَگِ روح زدند
یک قطره ی خون چکید و نامش دل شد
نظرات شما عزیزان: