خــدای مـن
ادم هایت سر زنشم می کنند
به جــرم عاشقی
طعنه ام میزنند
به جــرم وفا
خـــدای من
مگر نمیدانند که تو هم عاشقی ؟؟؟
و به جرم ادم و حواهای هر روزه
طرد نمیکنی انسان را از اغوشت
و هر ساعت نوزادی متولد میشود
و کودکی لبخند میزند
جوانی عاشق میشود
و تمام این ها نشانه عشق بازی توست
پس من چگونه دست بشویم
از عشقی که تو یگانه خالق انی ؟ ؟ ؟
خـــدای من
کــمکم کن
اکنون که شکستم . . . فرو نریزم
حالا که غمگینم . . . عاشق بمانم
عــــاشـق بــمـانم
نظرات شما عزیزان:
لاوین 
ساعت12:02---26 فروردين 1392
خسته نباشی امیدجان.خیلی زیبا بود واست آرزوی موفقیت میکنم