يه احساسي به تو دارم يه حس تازه و مبهم
يه جوري توي دنيامي که تنها با تو خوشحالم …
يه احساسي به تو دارم شبيه شوق و بيخوابي
تو چشمات طرح خورشيده تو اين شبهاي مردابي …
تا دستاي تو راهي نيست دارم از گريه کم ميشم
تو مرز بين من با تو دارم شکل خودم ميشم …
مث گلهاي بي گلدون هنوزم مات باروني
تو از دلتنگي دريا توي توفان چي مي دوني؟ …
نمي دونم کجا بودم که روياهامو گم کردم
که مي سوزم که مي ميرم اگر که از تو برگردم …
خودم بودم که مي خواستم همه دنياي من باشي
ببين غرق توام اما هنوز مي ترسي تنها شي …
يه احساسي به تو دارم يه جوري از تو سرشارم
يه کم اين حسّو باور کن که بي وقفه دوست دارم …
يه احساسي به تو دارم شبيه عشق و دل بستن
تو هم مثل مني اما يه کم عاشق تري از من
تقدیم به بهونه نفس کشیدنم